فاطمه سلامی
تاریخ عضویت : 15 اردیبهشت 1397 تعداد سوال ها : 3 تعداد جواب ها : 2
فاطمه سلامی
5 خرداد 1397
  • 2پاسخ ها
  • ۱رای ها
  • 1400مشاهده
۱

بهترین سریال‌های خارجی یک سال اخیر را پیشنهاد دهید؟

ترجیحاً سریال‌های یک سال اخیر (2017 الی 2018) که یک فصل از آنها بیرون آمده باشد را معرفی کنید.

نظرشما در مورد این سوال چیست؟

پاسخ ها

حسین داوری
تاریخ عضویت : 20 دی 1396 تعداد سوال ها : 3 تعداد جواب ها : 2
حسین داوری
5 خرداد 1397
۲

طبعاً سلیقه‌ی آدم‌ها با هم متفاوت است، ولی این چند وقت اخیر سریال‌های زیر برای من بسیار جذاب بوده‌اند که به شما هم معرفی می‌کنم.

 

1. شکارچی ذهن / Mindhunter (از سال 2017، یک فصل)

شکارچی ذهن یک سریال پلیسی/جنایی است که داستان آن در اواخر دهه‌ی 1970 و بر اساس ماجراهایی واقعی رخ می‌دهد. اما برخلاف سریال‌های رایج در این ژانر، تأکید داستان و اپیزودها بیشتر از آنکه بر اتفاقات و حل معمای قتل‌ها باشد، بر بُعد روانی شخصیت‌هاست و در واقع محور اصلی سریال روانشناسی جنایی است. هولدن فورد و بیل تنچ دو پلیس FBI هستند که بطور مستقل شروع به مصاحبه با قاتلان زنجیره‌ای (Serial Killers) در زندان‌ها می‌کنند تا از این طریق بتوانند به ذهن این قاتل‌ها نفوذ کرده و دلایل جنایات آنها را بدانند. یکی از جذاب‌ترین شخصیت‌های سریال، قاتلی به اسم اد کمپر است که با وجود قتل‌های متعدد و وحشتناک، ظاهری آرام و خونسرد دارد و به این دو پلیس داوطلبانه در جهت پیشبرد تحقیقاتشان کمک می‌کند.

 

بازی بازیگرها در این سریال بسیار عالی است و سریال فضایی خاص خود را دارد و همچنین موسیقی متن آن برای علاقمندان به موسیقی دهه‌ی 70 آمریکا بسیار جذاب است. لازم به ذکر است که یکی از تهیه‌کنندگان اصلی سریال دیوید فینچر است که چهار اپیزود را در فصل اول خود کارگردانی است.

 

2. دوس / The Deuce (از سال 2017، یک فصل)

داستان این سریال، که نام آن به یکی از محله‌های پایین‌شهر نیویورک در میدان تایمز اشاره دارد، نیز در دهه‌ی 1970 اتفاق می‌افتد. موضوع سریال شاید برای برخی جالب نباشد، اما نویسندگی بسیار قوی پشت سریال وجود دارد که یکی از مزیت‌های آن است. داستان درباره شخصیت‌های متعددی است که در این محله زندگی و یا کار می‌کنند و موضوع اصلی داستان به مشروعیت صنعت پورنوگرافی در آمریکا می‌پردازد.

 

جیمز فرانکو در این سریال، در نقش دو برادر دوقلو، بازی بسیار جذابی را ارائه کرده است. سازندگان این سریال، دیوید سایمون و جرج پلکانوس، سریال موفق The Wire را نیز در کارنامه دارند. در کل نحوه‌ی پیشرفت داستان و شخصیت‌پردازی کاراکترها بسیار با وسواس و دقت کار شده است.

 

3. خدایان آمریکایی / American Gods (از سال 2017، یک فصل)

خیلی‌ها معتقد هستند که این سریال پس از تمام شدن بازی تاج و تخت، جایگزین بسیار مناسبی خواهد بود و به همان اندازه در آینده طرفدار خواهد داشت. سریال از کتاب معروف نیل گیمن، نویسنده‌ی بسیار معروف آمریکایی در ژانر فانتزی و علمی‌تخیلی که در ایران نیز بسیار طرفدار دارد، اقتباس شده است. داستان در آمریکای معاصر اتفاق می‌افتد: خدایان باستانی ملل و فرهنگ‌های مختلف پس از آنکه مردم در طول زمان اعتقاد خود به آنها را از دست داده‌اند ضعیف گشته‌اند و از سرزمین خود به آمریکا مهاجرت کرده‌اند و اکنون یک زندگی عادی دارند. اما با پیدایش خدایان جدید در آمریکا (برای مثال خدای تکنولوژی، خدای رسانه و غیره)، خدایان کهن به سرکردگی اودین (که در اساطیر نورس به خدای جنگ معروف است) به فکر مقابله با این خدایان جدید برای بقای خود می‌افتد، و سرنوشت هر دو گروه خدایان به یک آدم به نام شدو مون گره خورده است.

 

با وجود آنکه یک فصل از این سریال آمده است، اما نقدهای مثبت فراوانی بر آن نوشته شده است. بازی‌ها بی‌نظیر هستند و داستان بسیار جذاب است. با توجه به آنکه فصل دوم این سریال نیز به زودی قرار است پخش شود، پیشنهاد می‌کنم زودتر این سریال را شروع کنید.

نظرشما در مورد این پاسخ چیست؟
سودابه براتی
تاریخ عضویت : 31 اردیبهشت 1397 تعداد سوال ها : 0 تعداد جواب ها : 7
سودابه براتی
5 خرداد 1397
۱

من سریال رویاهای الکتریکی (Electric Dreams) را پیشنهاد می‌کنم، بخصوص اگر از سریال آینه‌ی سیاه (Black Mirror) خوشتان آمده باشد. مانند بلک میرور، این سریال هم در ژانر علمی‌تخیلی است و هر قسمت داستان مجزا دارد. این را هم بگویم که هر اپیزود سریال از یکی از داستان‌ کوتاه‌های فیلیپ ک. دیک، نویسنده‌ی آمریکایی که فیلم‌های بلید رانر و گزارش اقلیت هم از دیگر کارهای اقتباسی از آثار این نویسنده است، اقتباس شده است. در کل سریال جذابی است و به اندازه‌ی کافی کشش ایجاد می‌کند. یک فصل از آن بیرون آمده است که البته ممکن است فقط همین یک فصل هم باقی بماند. از نکات برجسته‌ی دیگر سریال، حضور برایان کرنستون در یکی از اپیزودهاست، که یکی از تهیه‌کنندگان اصلی این سریال نیز می‌باشد.

مهمان23 مرداد 1397

وایکینگ ها

مهمان23 مرداد 1397

بانشی

نظرشما در مورد این پاسخ چیست؟
محمد امین ایزدی
تاریخ عضویت : 16 شهریور 1395 تعداد سوال ها : 14 تعداد جواب ها : 10
۰

îیکی از بهترین اتفاقاتی که دوست دارم به عنوان یک بیننده/منتقد تجربه کنم لذت شیرین اشتباه کردن است. اشتباه کردن در خواندن دست فلان فیلم و سریال. اشتباه کردن در شناختن جنس واقعی یک محصول قبل از تماشای آن. درست در حالی که پیش خودم فکر می‌کنم می‌دانم با چه چیزی سروکار دارم، آن محصول بهم ثابت می‌کند که چرا اشتباه می‌کردم و چرا باید از این اتفاق خوشحال باشم. سریال آلمانی Dark «تاریک»، حاصل یکی از اشتباهات اکثر ماست. وقتی نت‌فلیکس چند ماه پیش تیزر مرموزی از یک سریال اروپایی منتشر کرد که می‌گفتند داستانش حول و حوشِ بچه‌های گم‌شده‌ی شهر کوچک و رازآلودی وسط جنگل‌های مخوف می‌چرخد و شامل عناصر ماوراطبیعه هم می‌شود، طبیعتا اولین چیزی که به ذهن‌مان رسید «چیزهای عجیب‌تر» (Stranger Things)، سریال مشهورتر نت‌فلیکس بود. مطبوعات چپ و راست تیتر می‌زدند که «تاریک» نسخه‌ی اروپایی «چیزهای عجیب‌تر» است. گرچه تریلرهای سریال شامل دیالوگ‌های جدی‌تری بودند، کاراکترها بزرگسال‌تر از دار و دسته‌ی مایک و الون به نظر می‌رسیدند و سریال فضاهای تاریک‌تری نسبت به «چیزهای عجیب‌تر» داشت و با اینکه این وسط حرف‌هایی درباره‌ی «زمان» هم به گوش می‌رسید و یک موسیقی مورمورکننده هم آنها را همراهی می‌کرد. ولی هیچکدام از اینها را جدی نگرفتیم. چون چیزی که بیشتر از هر چیزی توی دید بود شباهت ساختار و نیروی محرکه‌ی داستانی «تاریک» به «چیزهای عجیب‌تر» بود و همین کافی بود تا به اشتباه آن را دست‌کم گرفته و به عنوان کپی دست دومی از «چیزهای عجیب‌تر» برداشت کنیم؛ سریالی که حتما تماشایش می‌کردیم، اما انتظار چیز عجیب و غریبی هم ازش نداشتیم. فلش‌فوروارد به بعد از اتمام سریال. «تاریک» خوشبختانه ثابت می‌کند که اصلا شبیه به «چیزهای عجیب‌تر» نیست و این‌طوری به یکی دیگر از معتادکننده‌ترین سریال‌های اورجینال نت‌فلیکس تبدیل می‌شود. نت‌فلیکس وقتی در بهترین حالتش به سر می‌برد و هویت واقعی‌اش را نشان می‌دهد که دست به ساخت سریال‌هایی می‌زند که در عین عامه‌پسندبودن، خلاق، پرپیچ و خم، غیرمنتظره و بحث‌برانگیز هستند. سریال‌هایی که با ظاهر آشنایشان ما را به درون دنیایشان دعوت می‌کنند، اما به‌طرز هنرمندانه‌ای خود را در عمارت دیگری که از بیرون به نظر نمی‌رسید پیدا می‌کنیم. برای نمونه «اُ.ای» (The O.A) را به یاد بیاورید که برای گرفتن جواب معمای بازگشت دختر گم‌شده‌ی نابینایی با چشمان بینا به استقبال از آن رفتیم، اما کارمان با آن رقص گروهی عجیب و خارق‌العاده در کافه مدرسه به اتمام رسید. یا فکر می‌کردیم «۱۳ دلیل برای اینکه» (Thirteen Reasons Why) یک درام رومانتیک دبیرستانی دیگر است، اما کارمان به پلی کردن فصل‌های مختلفی از زندگی تراژیک یک سری نوجوان کشیده شد. «شکارچی ذهن» (Mindhunter) را به هوای یک سریال کاراگاهی دیوید فینچری دیگر شروع کردیم، اما چیزی که گیرمان آمد یک سریال جرایم واقعی سفت و سخت بود که صحنه‌ی قتل را با میز بازجویی عوض کرده است. «تاریک» هم همین‌طور است. روی کاغذ همه‌‌چیز در دسته سریا‌ل‌های تیر و طایفه‌ی «تویین پیکس» که «چیزهای عجیب‌تر» هم جزوشان است قرار می‌گیرد. از یک شهر آرام و معمولی که در واقع همچون انبار باروتی پر از رازها و گناهان مخفی است که به یک جرقه برای ترکیدن نیاز دارد تا یک جنایت حل‌نشده و ترجیا چندتا فرد گم‌شده که نقش آن جرقه را بازی می‌کنند. از پدر و مادرها و دختر و پسرهای جوانی که برای حل رازی که پلیس در آن به بن‌بست خورده خودشان دست به کار می‌شوند تا غار مرموزی که انگار در دل تاریکی‌اش، دروازه‌ای به یک دنیای دیگر مخفی شده است. حتی با اینکه در سال ۲۰۱۹ حضور داریم، اما موسیقی‌های دهه‌ی هشتادی به گوش می‌رسند.

شباهت‌های دیداری «تاریک» به سریال برادران دافر اما همین‌جا به پایان می‌رسد. پسربچه‌ای به اسم میکل از ترس به درون غار مذکور فرار می‌کند، ناپدید شده و از سال ۱۹۸۶ سر در می‌آورد. از اینجا به بعد برای توضیح خلاصه‌قصه‌ی سریال به مشکل برمی‌خوریم. از اینجا به بعد توضیح سریال مثل این می‌ماند که ازتان بخواهند داستان «پرایمر» (Primer)، سلطان فیلم‌های سفر در زمان را در ۵۰ کلمه توضیح بدهید. از اینجا به بعد نکته‌‌ای که تمام تبلیغات سریال روی آن تمرکز داشتند رو می‌شود. «تاریک» در واقع یکی از آن سریال‌های تک‌ایده‌ای است و ایده‌ی سریال هم این است که «زمان» در اولویت بالاتری نسبت به «مکان» قرار می‌گیرد. یعنی چه؟ در داستان‌هایی که نیروی محرکه‌شان افراد گم‌شده است، سوال این است که: «فرد گم‌شده کجاست؟» اما در «تاریک» به محض اینکه سروکله‌ی جنازه‌ی بچه‌ای با لباس‌های دهه‌ی هشتادی که فقط چند ساعت از مرگش می‌گذرد در سال ۲۰۱۹ پیدا می‌شود و به محض اینکه یکی از بچه‌های ساکن ۲۰۱۹ سر از دهه‌ی هشتاد در می‌آورد و با نسخه‌ی جوانی پدر و مادرش روبه‌رو می‌شود می‌دانیم که سوال را باید عوض کنیم. حالا باید پرسید: «فرد گم‌شده در چه زمانی است؟». از اینجا به بعد اگرچه «تاریک» را به هوای پر کردن جای خالی «چیزهای عجیب‌تر» در زندگی‌ام شروع کرده بودم، اما آن را در حالی تمام کردم که حالا باید دنبال چیز دیگری برای پُر کردن جای خالی «تاریک» در زندگی‌ام می‌گشتم. «تاریک» بیشتر از اینکه وامدار «چیزهای عجیب‌تر» باشد، یادآور سریال‌هایی مثل «تویین پیکس» (Twin Peaks)، «قتل» (The Killing) و «بازگشتگان» (Les Revenants) است. درست برخلاف «چیزهای عجیب‌تر» که تمرکزش روی بازآفرینی عناصر گره‌خورده با فیلم‌های ترسناک و علمی‌-تخیلی دهه‌ی هفتاد و هشتاد و ارجاع به فرهنگ عامه‌ی گذشته بود، سر «تاریک» با چیز دیگری گرم است.

 

درست برخلاف «چیزهای عجیب‌تر» که حول و حوش ماجراجویی‌های فانتزی و خنده‌دار و بامزه‌ی یک سری بچه‌ی جسور در محله‌شان است، «تاریک» حال و هوای به شدت واقع‌گرایانه‌تر و مرگبارتری دارد. هرچه تمرکز «چیزهای عجیب‌تر» روی ماجراجویی‌های هیجان‌انگیز است، «تاریک» می‌خواهد کاری کند تا بوی رطوبت جنگل‌های بارانی شهر ویندن را استشمام کنید. اگر «چیزهای عجیب‌تر» مثل جشن تولد می‌ماند، «تاریک» یک مراسم خاکسپاری طولانی و سخت است. اگر ترس «چیزهای عجیب‌تر» به اندازه‌ی شب هالووین بی‌خطر و مصنوعی است، ترسِ «تاریک» شوخی‌بردار نیست. اگر در «چیزهای عجیب‌تر» بچه‌ها با قلاب سنگی و چوب بیسبال و تله‌کینسیس در مقابل دماگورگن‌ها ایستادگی می‌کنند، «تاریک» در دنیایی جریان دارد که بچه‌ها خود را در اتاقی پیدا می‌کنند که تنها بخش آرامش‌بخش‌اش، کاغذ دیواری‌ کودکانه‌اش است. چون وسط اتاق صندلی عجیبی قرار دارد که صورت بچه‌ها را تا سر حد ناشناس شدن جزغاله و پرده‌های گوش‌شان را منفجر می‌کند. اگر قهرمانان «چیزهای عجیب‌تر» با لامپ‌های رنگارنگ و نقاشی و بازی‌های کودکانه دنیای اطرافشان را برای خود قابل‌هضم کرده و خصوصیات دشمن را شناسایی می‌کنند و دفتر راهنمای «سیاهچاله‌ها و اژدهایان» را برای شناختن نقاط قوت و ضعف دشمنانشان دارند، کاراکترهای «تاریک» خود را در هزارتوی سردرگم‌کننده‌ای پیدا می‌کنند و در مقابل صحنه‌هایی که آمادگی فهمیدنشان را ندارند قرار می‌گیرند؛ صحنه‌هایی که آنها را تا سر حد جنون پیش می‌برد.

 

مهمان15 دی 1397

من نزدیک ۲۰۰ تا سریال دیدم ری داناوان یکی از خوباس واقعا یک قسمت ببینی تا فصل ۶ میری جلو

مهمان15 دی 1397

ری داناوان واقعا سریال خوبیه

نظرشما در مورد این پاسخ چیست؟